search
linkdump
کابوس نسل گمشدگان
ای کاش زمامداران فرهنگی برای نسل ما دستِ کم اعتباری درحد موش آزمایشگاهی قائل میشدند و آنچه بر سرمان آمد را بر نسلی دیگر نمیآزمودند | مانا نیستانی
نيت خير کافی نيست
در مصائب نمایشگاه کتاب | نیلا
پارسهپرس
یک خبرگزاری جدید که کاش سایتش اینقدر رنگی نبود
آرتآباد
سایت محمدرضا دوستمحمدی | یکی از بهترین کارتونیستهایی که میشناسم
ناز کتاب را میکشم
حرفهای خشایار دیهیمی از نشر و ناشر و کتاب و ادبیات | کارگزاران
چند پیشنهاد برای نمایشگاه کتاب
مریم مهتدی
بازنگری دعوای قدیمی
پدرام رضاییزاده
friends
[خوابگرد]
[هفتان]
[عصيان]
[نازلی، دختر آیدین]
[یک پنجره]
[زيتون]
[حرفه؛ خبرنگار]
[نونجيم]
[توکا نيستانی]
کافئين
گلناز والا
چندگانه
لوليان
بلوط
هنوز
خورشيدخانوم
صفحهی سيزده
پدرام رضایی زاده
قصههای عامهپسند
گل آقا
کتابلاگ
شُمال از شُمالِ غربی
معصومه ناصری
نفيسه مطلق
از پشت يک سوم
تهران شهر
انتشارات نیلا
ندا دهقانی
خسرو نقيبی
زن نوشت
پينکفلويديش
آذرستان
منصور نصيری
نوشتههای پشت شيشه
کتابهای عامهپسند
کسوف
آزاده عصاران
بابونه
IT Iran v2.0
یک لیوان چای داغ
عقايد يک احسان
ژرفا
dejavu
مرضيه رياحی
وضعيت آخر
Pinkfloydish in English
Neverland
ارزيابی شتابزده
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
Eyes Wide Shut
بينش معاصر
جوانه
سينا تابش
Amnesiac
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
من،خودم و احسان
بابک غفوري آذر
روی جادهی نمناک
Alice in Wonderland
Acetaminophen
هادی تونز
The Remains of the Day
شرتو
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
لیست خرید یک ولگرد فرهنگی
May 02, 2008
مریم کار خیلی خوبی کرده و در وبلاگش کتابهای تازه درآمدهی چند ناشر را معرفی کرده. با خودم فکر کردم همچین کاری را بکنم، اما بهجای اینکه کتابهایی را که خواندهام توصیه کنم، دیدم بهتر است لیست خرید خودم را بنویسم و علت انتخاب هر کدام را. شاید به کسانی که در این سالها فهمیدهاند سلیقهی من با سلیقهشان همخوانی دارد، کمکی کند.
■ پل استر محبوبترین کشف این سالهایم است و بهشدت فضای داستانیش را دوست دارم. هرچند که داستانهای متوسطش بیشتر از داستانهای شاهکارش است، اما جزو کسانیست که کارهایش را دنبال میکنم. «اختراع انزوا» که گویا یک اتوبیوگرافیست آخرین اثر منتشر شدهی او به فارسیست و نشر افق زحمتش را کشیده است.
■ در ستایش سلینجر نوشتن خیلی سخت است، از بس که زعمای قوم در وصف او کاغذها سیاه کردهاند. انتشارات نیلا، دو کتاب تازه از او را برای نمایشگاه حاضر کرده که اگر اشتباه نکنم مجموعهایست از داستانهای کوتاه او که در نیویورکر چاپ شدهاند. «نغمهی غمگین» و «هفتهای یکبار آدمو نمیکشه» برگ برندهی نیلاییهای عزیز در نمایشگاه است.
■ «سرشت و سرنوشت» را هم دوست دارم بگیرم و بخوانم. کتابیست در وصف و ستایش سینمای کیشلوفسکی فقید. ناشرش نشر مرکز است و مصطفی مستور آن را ترجمه کرده است. (حالا دیگر میشود جدیتر از تاثیر «ده فرمان» کیشلوفسکی، در خلق بهترین کتاب مستور، «استخوان خوک و دستهای جذامی»، صحبت کرد.)
■ کتابی که جاناتان رزنبام در ستایش «مرد مُرده»ی جیم جارموش نوشته، برایم وسوسهکننده است. محسن آزرم در اینجا چند کلمهای در وصف این کتاب که ناشرش نشر هرمس است، نوشته.
■ آن مجموعهی چهارتایی جین آستین چند وقتیست قلقلکم میدهند. نشر نی آنها را درآورده و اینقدر سر و شکلشان جذاب است که میدانم بالاخره یک روز در دامشان میافتم.
■ کتاب آخر ایشیگورو را هم هنوز نخریدهام و منتظر بودم ترجمهی مهدی غبرایی از آن منتشر شود. اسمش است «هرگز ترکم مکن» (Never Let Me Go). کسی میداند این ترجمه درآمده یا باید به همان ترجمهای که ققنوس ـ اگر اشتباه نکنم ـ منتشر کرده، رضایت بدهیم؟
■ فیلمنامهی «لبهی پرتگاه» بیضایی را هنوز نخریدهام و احتمالاً یکسری به غرفهی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان میزنم تا این کتاب را هم از دست ندهم.
■ خیلی دوست دارم این کتاب تازهای را که نشر چشمه از ریچارد براتیگان منتشر کرده در لیستم بگذارم، اما یک دلیل منطقی آن وسطها هست که نمیگذارد...
بههر حال اسم کتاب هست «در رویای بابل» و اگر با ذهن عجیب و غریب براتیگان مشکلی ندارید، احتمالاً گزینهی مناسبیست.
تولد یک سایت
April 25, 2008
خواستم مثل باقی کارهای طراحی وبم، آن گوشهی سمت راست یک لینکی بدهم و در توضیح آن، سرخوشانه بنویسم "چه دیزاین قشنگی"، ولی احساس کردم شعف و خوشحالی خودم را با یک لینک خشک و خالی نمیتوانم مهار کنم. هر چه باشد مگر در این مملکت چند ناشر مثل نیلا هست و چند انسان نازنین مثل حمید امجد زندگی میکند که سایتشان به تور من بخورد؟
جدا از اینکه خوشسلیقگی خانم اسماعیلیان ـ مدیر انتشارات ـ و گرافیست بودنشان، سایت تر و تمیزی را پدید آورده که امیدوارم باعث شود رقبای ناشرشان دست از آن صفحات شلوغ و پرحجم بردارند، جذابترین قسمت ماجرا برای خودم، روزنگار سایت است که منتظرم نوشتههایی را بخوانم که در هیچجای دیگری یافت نمیشود. نوشتهی افتتاحیهش که حسابی امیدوارکنندهست.
هابیل و قابیل
April 20, 2008
Cassandra’s Dream ـ که بهنظرم بهتر است اسمش را همینطور دستنخورده بهکار ببریم و «رویای کاساندرا» ترجمهش نکنیم ـ ادامهی منطقی «امتیاز نهایی» (Match Point) است. با این تفاوت که در این داستان، وودی آلن تلختری را میبینیم. آلن اگر در «امتیاز نهایی» به اسم شانس و اقبال، نقش اولش را نجات میداد، در اینجا به وسوسهی نجات قهرمانهایش توجهی نمیکند و تا ته تلخی ذهنش پیش میرود.
اصلاً اگر آن نیمهی تراژیک «ملیندا و ملیندا» را بگذارید کنار «امتیاز نهایی» و شعار تبلیغاتی Cassandra’s Dream را هم به آنها بچسبانید (تا کجا برای تحقق رویاهایت پیش میروی؟) میتوانید تصویر واضحی از دنیای ذهنی تازهی آلن را ترسیم کنید؛ یک دنیای گزنده که آدمهایش بین اخلاق و غرایز درگیرند. و همین دنیای تازه است که فیلمهای جدید او را ـ منهای Scoop ـ خلق میکند.
این مسیر تازه در سینمای وودی آلن، چند نشانهی واضح دیگر هم، غیر از مضمون، دارد. اولیناش لندن (یا اروپا؟) است. اصلاً همانقدر که تصور و ذهنیتمان از لندن دههی 60 را مدیون آنتونیونی و Blow Up ایم، لندن این سالها را باید در فیلمهای موخر آلن پیدا کنیم. شهری که انگار آلن در تصاویرش با آن عشقبازی میکند، با هوای همیشه گرفتهش، با خیابانهای باریک و تنگش و با حومهی دلربایش.
نکتهی دیگر سینمای تازهی آلن، ایجازش در روایت است. بهطرز آشکار و عامدانهای، او هیچ چیز اضافهای در مسیر روایتش ندارد. حتی داستانهای فرعی و کناری را هم تا جایی که نیاز دارد، پیش میبرد و سنگدلانه آنها را از میانهها قطع میکند تا خط اصلی داستان را گم نکند. این نکته وقتی بیشتر به چشم میآید که بهخاطر بیاوریم دیگر آن شخصیت وراج فیلمهایش ـ که خودش نقش آنها را بازی میکرد ـ در دنیای تازهی وودی آلن حضور ندارد.
Cassandra’s Dream هم محصول همین دنیای ذهنی تازهی وودی آلن است و با اینکه آن را دوست دارم، ولی Match Point را فیلم کاملتری میدانم. شاید به این خاطر که قلاب داستان Match Point محکمتر است و بیشتر ذهن را درگیر میکند. شاید بهخاطر موضوع خیانت که در آن فیلم هست و در این یکی، خیلی کمرنگ حضور دارد و سریع محو میشود. بههمین خاطر هم هست که در کاساندرا ستایشهای کمتری نثار آلن شده است، اما به جرات میتوان گفت که وودی آلن جدیترین کارگردان «اروپایی» این سالهاست.
نشانهی لای کتاب
April 10, 2008
یکی از عادتهای کتابخوانیم اینست که از کارت ویزیتها و تراکتهای تبلیغاتی بهعنوان نشانهی لای کتاب استفاده میکنم و بعد که کتاب تمام شد، آن نشانه را لای کتاب جا میگذارم.
عاشق آن لحظهایم که وقتی کتابخانهم را گردگیری میکنم یکی از این کارتها میافتد زمین و خاطرهش زنده میشود.
...
March 29, 2008
■ از روز اول فروردین که «دایره زنگی» را دیدم، تا همین امروز که دهم فروردین باشد، هر روز خواستهام بیایم و اینجا از فیلم تعریف کنم و تشویقتان کنم به دیدنش. بهنظرم قبل از اینکه اصغر فرهادی و فیلمهایش را در دستهی سینمای اجتماعی قرار بدهیم، باید او را در میان سینماگران داستانگو بگذاریم (و البته واضح و مبرهن است که این دستهی دوم، بسیار شریفتر و باارزشتر از گونهی اول است).
«دایره زنگی» فیلم داستانگو و جذاب و مفرحیست که بسیار گزینهی مطلوبیست برای فرار کردن از سنتهای پسندیدهی نوروزی. در ضمن، اگر تهراننشین هستید توصیه میکنم فیلم را در سینما آزادیِ تازه افتتاح شده ببینید.
■ دربارهی «به همین سادگی» هم دیگر گفتن این جمله که داستانش کشش یک فیلم بلند را ندارد، تکراریست. بههمین خاطر است که نمیتوانم توصیهش کنم. و با اینکه آن را فیلم شریفی میدانم اما مهمترین تاثیری که رویتان میگذارد خوابآلودگی و رخوت است. هرقدر شخصیتها و روابط در «دایره زنگی» واقعی و ملموس از کار درآمدهاند، در «به همین سادگی» نچسب و کسلکنندهاند. یکجورهایی شبیه تولیدات مراکز استانها که برای پر کردن زمان خالی تلویزیون به کار میآیند.
■ رپرتاژ آگهی غیرفرهنگی:
حتماً تصدیق میکنید که یکی از عادات مذموم و ناپسند صاحبان صنایع و شرکتهای خدماتی در مملکت ما، اینست که در ابتدای ظهورشان خدمات و برخورد خیلی خوبی با مشتری دارند، اما به محض اینکه کسب و کارشان رونقی گرفت و سری میان سرها درآوردند، دیگر خدا را بنده نیستند. پارسال، همین روزها که ازدیاد بیلبوردهای شاتل را در بزرگراههای تهران میدیدم، چنین ترسی داشتم و منتظر بودم که یک بلایی سر این ارتباط اینترنتم بیاید. اما باید اعتراف کنم در این نزدیک به دو سالی که از ADSL شاتل استفاده میکنم، هیچ مشکل حاد و ادامهدار فنی برایم رخ نداده و سرویسشان همان کیفیت مطلوبی را دارد که روز اول داشت. از میان دوستانی هم که در این دو ساله توصیه کردهام از شاتل سرویس بگیرند، ندیدهام کسی ناراضی باشد. و به عنوان کسی که مدت زمان ارتباط روزانهش با اینترنت کمتر از 7-8 ساعت نیست، توصیهی موکد میکنم اگر میخواهید سراغ اینترنت پرسرعت بروید، خدمات این شرکت را امتحان کنید.
در ضمن با کاهش نسبی قیمتهای اینترنت پرسرعت، دیگر استفاده از dial-up صرفهی اقتصادی هم ندارد. علاوه بر اینکه استفاده از ADSL باعث میشود اندکی زیرساختهای مخابراتیمان گسترش یابد و این شرکتهای خصوصی هم جانی بگیرند برای رقابت با غول دولتی مخابرات.
پینوشت: متاسفانه بابت این آگهی پولی نگرفتهام.
نوروز 87
March 19, 2008


