search
linkdump
بیاخلاقی روزنامهی رسمی دولت
هادی حیدری
دربارهی 21
عطا صادقی
زنهای زندگی سلینجر
از طریق هفتان
اينديانا جونز و دهشتِ سالخوردگي
محمد چرمشير
در ستایش پُز دادن
توکا نیستانی
تو که یادت نیست لابُد...
دربارهی «دو روز در پاریس» | محسن آزرم
اگر دوباره معشوق را بیپروا توصیف نکنیم
برای خاطر کتابها
friends
[نوشتههای پشت شيشه]
[پيام تافته]
[نازلی، دختر آیدین]
[صفحهی سيزده]
هفتان
عصيان
پدرام رضایی زاده
خوابگرد
از پشت يک سوم
من،خودم و احسان
نونجيم
کافئين
بلوط
چندگانه
قصههای عامهپسند
حرفه؛ خبرنگار
انتشارات نیلا
تهران شهر
ارزيابی شتابزده
زيتون
خورشيدخانوم
پينکفلويديش
کتابهای عامهپسند
Amnesiac
وضعيت آخر
برای خاطر کتابها
خسرو نقيبی
ندا دهقانی
dejavu
یک پنجره
گلناز والا
بابونه
معصومه ناصری
منصور نصيری
آذرستان
شُمال از شُمالِ غربی
لوليان
بينش معاصر
کتابلاگ
یک لیوان چای داغ
زن نوشت
Neverland
هنوز
Acetaminophen
آزاده عصاران
عقايد يک احسان
شرتو
گل آقا
کسوف
ژرفا
مرضيه رياحی
Pinkfloydish in English
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
Eyes Wide Shut
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
Alice in Wonderland
پرشین کارتون
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« جشنوارهی بيست و پنجم | Main | دو سيمرغ »
ترکِش در گلو
«پاداش سکوت» بهنظرم فیلم خوبیست. جلوههای ویژه و فیلمبرداریش درخشان است و در نگاه اول، غافلگیرکنندهست. اگر هم در یک سینمای درست و حسابی تماشایش کنید، حتما از موسیقی و افکتهای صوتیاش لذت میبرید. اما بدی ماجرا اینست که ریتمش کند است و از نیمههای ماجرا جذابیتاش را از دست میدهد. یک بدی دیگر هم دارد که معتقدم خيلی به نویسنده و فیلمنامه ربطی ندارد، که از کارگردان و تدوینگرش میآید. ماجرا اینست که چنین داستانهایی با حال و هوايی در مرز واقعیت و خیال و در یک فضای وهمگونه، بیش از هرچيز به اين نياز دارند که اعتماد مخاطب را به تصويرهايی که میبيند سست کند. يعنی آن فضای ذهنی راوی/قهرمان را يکجوری برای او جا بیاندازند. اين اتفاقیست که بهنظرم در «پاداش سکوت» نيفتاده. جالب اينجاست که هرجا کارگردان سراغ اين فضای ذهنی و وهمگونه رفته، موفق بوده و حتی درخشانترين فصلهای تکنيکی فيلم هم در همين لحظات خلق شده، اما يکجورهايی شايد ترس از واکنش مخاطب باعث شده اين حس در فيلم درنيايد. اتفاقی که بهنظرم در «گاوخونی» افخمی ـ با اينکه فيلم را چندان دوست ندارم ـ افتاده است.
شايد اگر آن سکانس طولانی زير آب انتهايی داستان ـ که اين همه برايش مقدمهچينی شده و بهخاطر طولانی و کند بودن، از دست رفته است ـ تکهتکه میشد و در طول داستان پخش میشد، اتفاق بهتری برای فيلم و داستان میافتاد.
نکتهی ديگری هم که بهنظرم به فيلم ضربه زده و باعث میشود تماشاگر از فضای داستان خارج شود، گريم و چهرهپردازی بد فيلم است. آش اينقدر شور است که میشود از اين به بعد بهعنوان يک نمونهی درخشان از تاثير گريم بد بر يک فيلم، به «پاداش سکوت» ارجاع داد. برای فهميدن اين مساله هم خيلی نياز نيست که در جزئيات چهرهها دقيق شويد، تنها کافیست به گوشهایتان اعتماد کنيد و به واکنشهای بغلدستیهایتان وقتی پرستويی و کيانيان 20 ساله را روی پرده میبينند، گوش کنيد. چيزیست در حد فاجعه.
اما با اینحال فیلم، فیلم خوبیست و آنطور هم که از شنيدهها برمیآيد جزو آثاریست که هيات داوران بيشتر به آنها توجه میکند. فقط نمیدانم و نمیفهم که «پاداش سکوت» يعنی چه و چرا چنين نام گنگ و بیجاذبهای برای فيلم انتخاب شده.
پینوشت: در ضمن باز هم نفهميدم که اصلا حضور علی انصاریان در فيلم چه دليلی داشت؟ قرار است با نامش طرفداران استقلال و پرسپوليس به سينما بيايند و فيلم را پرفروش کنند؟! نمیفهمم.
[مرثیهای برای یک رویا | مريم مهتدی]
[اصلا کی گفته من قاتل پسرتان هستم؟ | امير پوريا]


Comments
حضور علی انصاریان یک طرف...بازی خندهدار و ..اش طرف دیگه! پوووف. چی انتظار داشتیم چی شد!
مریم مهتدی | February 7, 2007 12:42 AM
دلیل حضورش همان دلیل حضور مهتاب کرامتی ست یا حتی خود کیانیان . کارگردانی مثل میری اصلا نیازی به این همه اسم نداشت برای کشاندن مخاطب پای گیشه . بهر حال فیلمش با این موضوع مخاطب خاص را می طلبد . نمی دانم چرا انتظار دارد یک فیلم مخاطب خاص را به خورد مخاطب های عادی بدهد با اسم انصاریان و کرامتی و پسیانی و کی و کی ... که آخرش بغل دستیم بگوید این همه گفتند کیانیان همین قدر بازی کرد ؟ ... مردن یحیی و رفتنش زیر آب هم که فاجعه بود . مثلا می خواستند مسیح گونه نشان دهند مرگش را و با خودشان نگفتند کدام بدبختی وقتی مرد یک دستش انقدر احمقانه می رود بالا و پاهاش این جوری باز می شود . یک جور دیگر هم می شد به صلیبش کشید . همان جوری که خود دهقان نوشته بود اگر می ساخت خیلی بهتر می شد بنظرم .
زن روزهای ابری | February 7, 2007 04:00 AM
سلام . نظر من البته ربطی به این پست نداره چون خیلی پیشتر این پست را خونده بودم. فقط می خواستم بگم یه پیشنهاد وبلاگی دارم البته غیر سینمایی هست اما توی وبلاگم توضیح دادم. اگه موافق بودی همکاری کن. مرسی
نوشته های پشت شیشه | February 10, 2007 11:17 AM
امشب که فیلم را دیدم میتوانم بگویم با تمام نکاتی که در مورد پاداش سکوت به آن اشاره کردی موافقم. در مورد گریمها که واقعن افتضاح بود و ما هم سر همین موضوع بحث داشتیم. در مورد ریتم کند فیم و اینکه اگر زیر آب رفتنها در کل فیلم پخش میشد و سر آخر گره باز میشد. اما در مورد اسم فیلم میری گفت که برایش خیلی مشکل درست کردهاند که از اسم من قاتل پسرتان هستم استفاده نکند و این اسم بیخود را انتخاب کرده. صحنههای پایانی زیر آب رفتن هم کاملن سانسور شده. جاهایی که اکبر به دستور فرمانده سر یحیی را میکند زیر آب را طوری بریدهاند که اینِطور به نظر نرسد و یک جوری انتهای فیلم مبهم بماند.
خیلی هم تقصیر میری نیست. مشکل جای دیگر و کسان دیگری هستند!
حميدرضا:
حالا که خود داستان را خواندهم تقريبا میتوانم قبول کنم که ميری چارهی ديگری نداشته برای تبديل کردنش به فيلم. يعنی بايد بههر حال زهر داستان را میگرفته تا مجوز بگيرد.
الناز | February 11, 2007 02:40 AM
rastesh man ke natoonestam in film ro bebinam....kolan film haye kami ro didam
alan ye chizaee dar morede khoon bazi neveshtam,yeki az filmhaee ke didam
david | February 23, 2007 09:55 PM
سلام من از همكاران آقاي ميري كارگردان فيلم پاداش سكوت هستم . واقعاًنقدهايي جالبي از فيلم پاداش سكوت در اين وبلاگ خواندم كه تقريباًبا همشون موافق هستم . البته در مورد داستان و نوع گفتار فيلم بايد بگويم كه در ابتدا قرار بود كه فيلم به همان صورتي كه در داستان من قاتل پسرتان هستم احمد دهفان بود ساخته شود كه با مخالفت مسئولان و مديران وزارت ارشاد و بنياد فارابي مواجه گرديد . ولي جالب است كه بدانيد خيلي ها دوست نداشتند كه اين فيلم توسط آقاي ميري ساخته شود چون فكر مي كنند شهدا و داستان هاي جنگ سند خورده بعضي آقايان است و به ديگران هيچ ربطي ندارد .
در پايان ضمن آرزوي موفقيت براي شما اعلام مي دارم در صورتي كه هر سئوالي از كارگردان يا هر كدام از عوامل فيلم داريد مي توانيد با ايميل شركت سازنده فيلم سئوالاتتان را مطرح نمائيد.
شركت سينمائي هفت آسمان | August 7, 2007 10:52 AM