search
linkdump
مقایسهی دو گفتگو
علی مصلح حیدرزاده
صادق هدایت در دنیای کمیک استریپ
یک تحلیل خواندنی دربارهی کمیک استریپ «عروسک پشت پرده» | مانا نیستانی
کابوس نسل گمشدگان
ای کاش زمامداران فرهنگی برای نسل ما دستِ کم اعتباری درحد موش آزمایشگاهی قائل میشدند و آنچه بر سرمان آمد را بر نسلی دیگر نمیآزمودند | مانا نیستانی
نيت خير کافی نيست
در مصائب نمایشگاه کتاب | نیلا
پارسهپرس
یک خبرگزاری جدید که کاش سایتش اینقدر رنگی نبود
آرتآباد
سایت محمدرضا دوستمحمدی | یکی از بهترین کارتونیستهایی که میشناسم
ناز کتاب را میکشم
حرفهای خشایار دیهیمی از نشر و ناشر و کتاب و ادبیات | کارگزاران
friends
[عصيان]
[نازلی، دختر آیدین]
[IT Iran v2.0]
[از پشت يک سوم]
[پيام تافته]
[صفحهی سيزده]
[زن نوشت]
[ندا دهقانی]
هفتان
آزاده عصاران
منصور نصيری
بينش معاصر
پدرام رضایی زاده
خوابگرد
نفيسه مطلق
معصومه ناصری
بلوط
نونجيم
چندگانه
قصههای عامهپسند
آذرستان
کافئين
انتشارات نیلا
ارزيابی شتابزده
لوليان
شُمال از شُمالِ غربی
توکا نيستانی
تهران شهر
هنوز
گل آقا
یک پنجره
زيتون
حرفه؛ خبرنگار
خورشيدخانوم
کتابلاگ
خسرو نقيبی
پينکفلويديش
نوشتههای پشت شيشه
کتابهای عامهپسند
کسوف
بابونه
یک لیوان چای داغ
عقايد يک احسان
ژرفا
dejavu
مرضيه رياحی
وضعيت آخر
Pinkfloydish in English
Neverland
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
Eyes Wide Shut
جوانه
سينا تابش
Amnesiac
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
من،خودم و احسان
بابک غفوري آذر
روی جادهی نمناک
Alice in Wonderland
Acetaminophen
هادی تونز
The Remains of the Day
شرتو
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
...
■ «رتتويی» (Ratatouille) ـ يا بهقول مانا؛ يتيمچه ـ پيکسار بهنظرم اوج پختگی اين کمپانیست در دو بُعد تکنيک و روايت داستان. هرقدر «ماشينها» (Cars) خارج از روال منطقی و طبيعی آثار پيکساریها بود، رتتويی در همان مسيریست که از آنها انتظار داريم.
و حالا بعد از 10-12 سالی که از ظهور اين کمپانی میگذرد، بهنظرم گفتن و تعريف کردن از خصوصيات هميشگی آثارشان يکجور زيادهگويیست. مخصوصاً در اين فيلم آخر که همهی آن خصوصيات به حد کمال رسيده است.
توضيح: ماشينها بهنظرم به اين دليل خارج از روال ديگر آثار پيکسار قرار میگيرد که بيشتر يکجور قدرتآزمايی و حريفطلبیست. اينکه از بزرگترين مزيت و توانايیشان نسبت به رقبا ـ طبيعی بودن شخصيتهای انسانی ـ صرفنظر کردند و يک دنيای ماشينی و خشکتر را ترجيح دادند.
[يتيمچهی پيکسار را ببلعيد! | مانا نيستانی]
[دربارهی رتتويی | ژرفا]
[دربارهی شخصيتهای فيلم | منصور نصيری]
[يک گله موش برای پختن رتتويی | آزاده عصاران]
■ «ناميرا» (Death Proof) بهنظرم نماد آن وجهیست که تارانتينو در Kill Bill هوشمندانه مرز آن را نگه میدارد و اينجا از آن رد میشود. هرقدر او در Kill Bill ـ بهطور مشخص در جلد اول ـ توانسته بود مرز شوخ و شنگیها و شيطنتهای فرمیاش را با المانهای قبلی آثارش حفظ کند و آنها را با هم بهخوبی ترکيب کند، در فيلم آخرش، اين مرز را رد کرده و تنها با يک لذت فرماليستی ـ بصری فيلم را ساخته است. Death Proof داستان قرص و محکم و جذابی ندارد و اگر از دو فصل مبارزهی فيلم صرفنظر کنيم، تحمل کردنش هم چندان آسان نيست. بدی ماجرا هم همينجاست که تارانتينو کاملاً داستان را فدای تصاوير و ايدههای فرمی جديدش کرده، اصلاً همينکه خودش هم مدير فيلمبرداریست نشان میدهد که Death Proof بيشتر يکجور تجربهی بصریست تا يک فيلم داستانگو.
ولی با اينحال آن حس سادومازوخيستی هميشگی فيلمهايش هم اينجا حضور دارد که مثل هميشه ـ و برخلاف فيلم بدی مثل Irreversible ـ نه تنها آزاردهنده نيست، که بار عمدهی جذابيت فيلم را در نبود داستان به دوش میکشد.
■ بیربط: اينروزها بيش از اينکه از نوشتن در اين وبلاگ لذت ببرم، شيفتهی وبلاگ انگليسیم شدهم. در فرم جديدش که میتوانم يک عکس عريض را بيندازم بالای صفحه، تمام وسوسههای ژورناليستی و دوریم از کار مطبوعاتی را جبران میکنم. مخصوصاً که کلمات خوشفرم و گرافيکی انگليسی صفحه را پر میکند. خلاصه اينکه لذتی میبرم!


Comments
عرض ميكنم خدمتتون!
فريد | October 27, 2007 09:31 PM
گفتم: «عرض ميكنم خدمتتون!»
اون موقع نميتونستم چيزي بنويسم، عجله داشتم، يه چيزي نوشتم!
اما حالا بهت ميگم ميخواستم چي رو عرض كنم:
اينكه، اگر ممكنه با مخابرات صحبت كني كه فيلتر وبلاگ انگليسيات رو -كه به نظرم بيخودي فيلتر شده- بردارن تا ماها كه فيلترشكن نداريم هم بتونيم واردش بشيم.
به خصوص كه با اون حرف بيربطت حسابي مشتاقم كردي كه برم و ببينمش.
يه كاريش بكن!
فريد ذاكري | October 30, 2007 07:25 PM
سلام . دوست من بعد از مدتها اومدم که دوباره بنویسم. با مطلب کم نظیری هم شروع کرده ام. پروژه های انجام نشده در سینما . اولی شم مال سرورمون کوبریک و فیلم ناپلئونشه که ناتموم موند. مطلب بدی نشده . به اهل دلاش خبر بده. مرسی.
behnam | November 17, 2007 11:04 PM
فیلم واقعاً فوق العاده ای بود
غلاف تمام فلزی
حتی اسمش هم باحاله
معلومه تو هم اهل فیلم دیدنی
...یه فیلم بی فیلم نامه | November 29, 2007 11:31 PM