search
linkdump
من اینجام؛ تو کجایی؟
شاهکاری از بزرگمهر حسینپور
نمایشگاه عکس محمدرضا میرزایی در دوبی
عکاسی
دولت الکترونیکِ نفتسوز!
سال ۲۰۰۹ میلادی، تهران | خوابگرد
خوشنویسی را هنر نمیدانم
محمد احصایی | خبر آنلاین
چنگی بر چند حکایت
محمد حسن شهسواری
جشنوارهی کن به سینمای ایران بدهکار نیست
مرضیه ریاحی
friends
archives
go to archives' page...
« تولد یک سایت | Main | نیم ساعتی در بهشت »
لیست خرید یک ولگرد فرهنگی
مریم کار خیلی خوبی کرده و در وبلاگش کتابهای تازه درآمدهی چند ناشر را معرفی کرده. با خودم فکر کردم همچین کاری را بکنم، اما بهجای اینکه کتابهایی را که خواندهام توصیه کنم، دیدم بهتر است لیست خرید خودم را بنویسم و علت انتخاب هر کدام را. شاید به کسانی که در این سالها فهمیدهاند سلیقهی من با سلیقهشان همخوانی دارد، کمکی کند.
■ پل استر محبوبترین کشف این سالهایم است و بهشدت فضای داستانیش را دوست دارم. هرچند که داستانهای متوسطش بیشتر از داستانهای شاهکارش است، اما جزو کسانیست که کارهایش را دنبال میکنم. «اختراع انزوا» که گویا یک اتوبیوگرافیست آخرین اثر منتشر شدهی او به فارسیست و نشر افق زحمتش را کشیده است.
■ در ستایش سلینجر نوشتن خیلی سخت است، از بس که زعمای قوم در وصف او کاغذها سیاه کردهاند. انتشارات نیلا، دو کتاب تازه از او را برای نمایشگاه حاضر کرده که اگر اشتباه نکنم مجموعهایست از داستانهای کوتاه او که در نیویورکر چاپ شدهاند. «نغمهی غمگین» و «هفتهای یکبار آدمو نمیکشه» برگ برندهی نیلاییهای عزیز در نمایشگاه است.
■ «سرشت و سرنوشت» را هم دوست دارم بگیرم و بخوانم. کتابیست در وصف و ستایش سینمای کیشلوفسکی فقید. ناشرش نشر مرکز است و مصطفی مستور آن را ترجمه کرده است. (حالا دیگر میشود جدیتر از تاثیر «ده فرمان» کیشلوفسکی، در خلق بهترین کتاب مستور، «استخوان خوک و دستهای جذامی»، صحبت کرد.)
■ کتابی که جاناتان رزنبام در ستایش «مرد مُرده»ی جیم جارموش نوشته، برایم وسوسهکننده است. محسن آزرم در اینجا چند کلمهای در وصف این کتاب که ناشرش نشر هرمس است، نوشته.
■ آن مجموعهی چهارتایی جین آستین چند وقتیست قلقلکم میدهند. نشر نی آنها را درآورده و اینقدر سر و شکلشان جذاب است که میدانم بالاخره یک روز در دامشان میافتم.
■ کتاب آخر ایشیگورو را هم هنوز نخریدهام و منتظر بودم ترجمهی مهدی غبرایی از آن منتشر شود. اسمش است «هرگز ترکم مکن» (Never Let Me Go). کسی میداند این ترجمه درآمده یا باید به همان ترجمهای که ققنوس ـ اگر اشتباه نکنم ـ منتشر کرده، رضایت بدهیم؟
■ فیلمنامهی «لبهی پرتگاه» بیضایی را هنوز نخریدهام و احتمالاً یکسری به غرفهی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان میزنم تا این کتاب را هم از دست ندهم.
■ خیلی دوست دارم این کتاب تازهای را که نشر چشمه از ریچارد براتیگان منتشر کرده در لیستم بگذارم، اما یک دلیل منطقی آن وسطها هست که نمیگذارد...
بههر حال اسم کتاب هست «در رویای بابل» و اگر با ذهن عجیب و غریب براتیگان مشکلی ندارید، احتمالاً گزینهی مناسبیست.


Comments
اسم لیست خرید که میاد خندم میگیره! پول آب جدا... پول برق جدا!
احمد | May 3, 2008 01:44 AM
چرا در مورد دلیل منطقیای که نمی گذارد رویای بابل را بگذارید در لیستتان ننوشته اید؟ واقعاً کنجکاوم،چون خودم اگر جای شما بودم می گفتماش، می ترسید توهین به کسی تلقی شود؟
سارا | May 3, 2008 04:39 AM
در رویای بابل جدن خوبه اگه نخونده این دلیل منطقیتون اون وسط ها اومده سراغتون بندازینش دور و این کتاب و بخونینو معرفی کنید من کسی ام که صید و نصفه ول کردم
عاطفه | May 3, 2008 12:39 PM
سلام حمید رضا جان؛
اگر تا آخر نمایشگاه خبری از امنزیاک نشد، من هم لیستم را اینجا می گذارم! عیبی که نداره؟!
حمیدرضا:
خواهش میکنم علیرضا جان. خوشحال هم میشوم.
علیرضا | May 3, 2008 08:05 PM
خب من به عنوان یه کامنت گذار می تونم بگم که حیف براتیگان است که پیام یزدان جو ترجمه اش کند؟ که نخریم که یکی دیگر بردارد این کتاب را ترجمه کند که هرز نرفته باشد کار براتیگان؟ که باید اعتراض کرد به ترجمه های این آدم؟
سارا | May 4, 2008 12:28 AM
با آن چيزي كه در مورد كتاب آخر ايشيگورو گفته اي خيلي خراب كردِي! يعني تو واقعآ غبرايي را قبول داري؟
محمد | May 4, 2008 07:33 AM
سلام
خوبي آقا حميدرضا
من از سايت اصلي شما بازديدكردم و واقعا طراحيش فوق العاده.
حتي وبلاگ فارسيتون بسيار دلچسب و قشنگه
و مشخصه كه زود به زود اپ ميكنيد.
من شما رو ثبت كردم در لينك دوستانم چون وبلاگتو خواستم ذخيره داشته باشم و سر بزنم
شما هم سر بزن و اگر دوست داشتي لينك حقير رو ثبت كن.
موفق باشي. من باز هم ميام ها...
راستي خدا بيامرزه ايزاك اسيموف رو كه عشق من بود و صاحب يگانه اثر جهاني اديسه فضايي كه البته استنلي كوبريك هم در بي نظير شدن فيلم بي اثر نبوده!!!
برير حسيني سعادت | May 4, 2008 02:49 PM
شرمنده واقعاً؛ ولی طاقت نیاوردم که کامنت نگذارم و ننویسم که آیزاک آسیموف، از کی شده است نویسندهیِ اودیسهي فضایی؟! این رمان را که آرتور سی. کلارک نوشته است، پس آسیموف کجای کار است؟ شرمنده واقعاً!
مُحسن آزرم | May 7, 2008 08:34 PM
متوجّه که هستید؛ منظورم این کامنتیست که در ستایش آسیموف و کوبریک نوشته شده بود. شخصاً خیلی دوست دارم که بفهمم کوبریک، واقعاً، آسیموف را هم خوانده بوده یا نه و داستانهای او را میپسندیده یا نه. باز هم شرمنده!
حمیدرضا:
ممنون محسن جان از توضیح بهجایت. حواسم نبود. خیلی خوب میشد اگر میتوانستیم ته و توی این سوال را در بیاوریم.
مُحسن آزرم | May 7, 2008 08:39 PM
من هم به عنوان یک کامنت گذار دیگر می خواهم نظر سارا را تایید کنم درباره یزدانجو... راستی که او بهتر است دست از سر براتیگان بردارد. چرا فکر م یکند که حتما باید ما را از خواندن براتیگان ها محروم کند؟ اما رویای بابل را بخوانید. براتیگان خودش آنقدر شاهکار هست که یزدانجویش را ندیده بگیرم.
ساغر | May 9, 2008 05:16 PM
مسحور وب دیزاین هاتون شدم!
خسته نباشید
هجران | May 11, 2008 03:32 AM
سلام . خوبي تو ؟ بالاخره وبلاگ من راه افتاد . بهت لينك دادم . خوشحال ميشم يه سركي بزني . راستي اگه بهم لينك دادي ممنون ميشم .
محمد | May 17, 2008 10:25 PM
من كه ايمانم رو به كتاباي ترجمه شدهء ايراني از دست داده ام... اون چيزي كه من از كتاب مي خوام رو فقط در "خداحافظ گاري كوپر" پيدا كردم و ديگر هــــــيچ!
بقيه هم كه همه پر بودند از "جملات نانوشته"! ميدوني منظورم چيه!
ترجيح مي دم برم كتاب هاي مورد علاقه مو از اونور ها بخرم...
iranian idiot | May 18, 2008 02:22 AM
من تازه مطلتونو خوندم
شايد تا حالا جواب گرفته باشيد ، اما "هرگز تركم نكن" ايشي گورو هيچ خوب نيست ، به ترجمه اش هم كه آنهم خوب نيست هيچ ربطي ندارد ،آخرين ترجمه از ايشي گورو كتاب تسلي ناپذيره اونهم باترجمه سهيل سمي كه اين يكي باعث مي شه فك كنم بازمانده روز فقط يك اتفاق بوده . چون اين يكي رو از صفحه 63 به بعدش ول كردم. به هرحال من يكي فكر مي كنم بازمانده روز شاهكاره ، بعد هم خوب "وقتي يتيم بوديم" را اگر نخوانده ايد بخريدش ، ضرر نمي كيند هم خودش خوب است هم ترجمه مژده دقيقي عاليست.
نهال | July 15, 2008 03:24 PM