search
linkdump
بیاخلاقی روزنامهی رسمی دولت
هادی حیدری
دربارهی 21
عطا صادقی
زنهای زندگی سلینجر
از طریق هفتان
اينديانا جونز و دهشتِ سالخوردگي
محمد چرمشير
در ستایش پُز دادن
توکا نیستانی
تو که یادت نیست لابُد...
دربارهی «دو روز در پاریس» | محسن آزرم
اگر دوباره معشوق را بیپروا توصیف نکنیم
برای خاطر کتابها
friends
[نوشتههای پشت شيشه]
[پيام تافته]
[نازلی، دختر آیدین]
[صفحهی سيزده]
هفتان
عصيان
پدرام رضایی زاده
خوابگرد
از پشت يک سوم
من،خودم و احسان
نونجيم
کافئين
بلوط
چندگانه
قصههای عامهپسند
حرفه؛ خبرنگار
انتشارات نیلا
تهران شهر
ارزيابی شتابزده
زيتون
خورشيدخانوم
پينکفلويديش
کتابهای عامهپسند
Amnesiac
وضعيت آخر
برای خاطر کتابها
خسرو نقيبی
ندا دهقانی
dejavu
یک پنجره
گلناز والا
بابونه
معصومه ناصری
منصور نصيری
آذرستان
شُمال از شُمالِ غربی
لوليان
بينش معاصر
کتابلاگ
یک لیوان چای داغ
زن نوشت
Neverland
هنوز
Acetaminophen
آزاده عصاران
عقايد يک احسان
شرتو
گل آقا
کسوف
ژرفا
مرضيه رياحی
Pinkfloydish in English
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
Eyes Wide Shut
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
Alice in Wonderland
پرشین کارتون
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« توی تاريکی راه نرو | Main | هيچ چيز را فراموش نکن »
اغراق، نه افراط
در مورد سر و صداهايی که اينروزها اطراف چند کاريکاتور راه افتاده، ترجيح میدادم ـ و میدهم ـ که سکوت کنم و چيزی نگويم. اما در اين بين از چيزی که بيش از همه میترسيدم اين بود که نکند چوب حرکت غيرحرفهای فلان همکار فرنگی را، کاريکاتوريستهای اينسوی دنيا بخورند. هنوز هم میترسم از اينکه آرام آرام کاريکاتور بهعنوان يک هنر و وسيلهی استهزا و توهين شناخته شود، مخصوصا در ذهن عامهی جامعه. امروز هم که اين جمله را در وبلاگ يک دوست روزنامهنگار ديدم ترسم بيشتر شد:
"هر چند کاریکاتور کارش افراط است و به آزادی مطبوعات در اروپا هم باید احترام گذاشت، اما به نظر من این کاریکاتور باز هم عبور از همان خط قرمز است و نمی تواند قابل قبول باشد..." [+]
باور کنيد کار کاريکاتور "افراط" نيست، بلکه "اغراق" است. البته "کار"ش هم نيست، "نوع نگاه"ش اينست، همانطور که روزنامهنگارها نگاهشان بیطرفانهست و کارشان خبررسانی. حداقل از دوستان مطبوعاتی اين انتظار میرود که تفاوت اين دو واژه را بدانند. در مورد علت آن ترسم هم فکر میکنم نيکآهنگ بهتر توضيح داده است.


Comments
va man azan mitersam ke be zoodi zood moslam(namaha) kasira dar in rabete bokoshand va soestefadehaye badi o azhane omoomi...
ب. آشنا | February 15, 2006 09:20 PM
دقیقاً حق با توست! من اتفاقاً بعداً فکر کردم که چرا ننوشتم "اغراق"؟
من هم منظورم کم و بیش همین بود، اما به دلیل ناتوانی در نوشتن نتوانستم آن را خوب بیان کنم!
امیر علیزاده | February 16, 2006 12:28 AM
موافقم .بعضی ها کاریکاتور رو وسیله ایی می دونن برای تمسخر و به ریش خند گرفتن دیگران با اینکه کاریکاتور این نیست
مهربانو | February 16, 2006 12:59 AM
این روح سرگردان در کجا خواهد آسود؟ این همای مهاجر درقله کدام قاف آشیانه خواهد گزید ؟ این روح زخم خورده به کجا مرهمی خواهد یافت؟...
بیایید دردهای مشترکمان را با هم واگویه کنیم ،سرگشتگی مان را با هم به آواز بر خوانیم ،از جان به هم افتیم و به جانانه بگرییم ، شاید کور سوی هدایتی تابیدن گیرد و التهاب روح تبناک التیام یابد ؛ شاید...
میزبان لحظه هاتان خواهم بود اگردر خانه ام میهمان شوید.
بدرود.
reza | February 21, 2006 04:02 AM
salam.man duste dustetun hastam. age ye sar be weblogam bezanid motevajjeh mishid ke bara chi comment gozashtam inja.
آرشيور | February 24, 2006 12:26 AM
سلام / چرا سکوت ؟!!
با شما نیستم ... کلی میگویم ... چرا در بعضی موارد سکوت مایه روشنفکریست ( مثل کاریکاتورها و همین بمب گذاری در حرم ها ) و در مواردی خودمان برای مملکتمان کاریکاتور کتبی مینویسیم ( انرژی هسته یی ) البته من با 24 سال سنم به این چیزها قد نمی دهد ..............
محمد | February 24, 2006 05:08 PM
به سياق گذشته - ما جمعی از وبلاگنويسان - قصد داريم در واپسين روزهای سال ۸۴ گرد هم آييم. اين گردهمايی دو هدف عمده دارد: ۱- آشنايی بيشتر وبلاگنويسان با يکديگر، تبديل دوستيهای مجازی به حقيقی و ايجاد وحدت و همدلی بيشتر ۲- جمع آوری مبلغی هر چند اندک برای نيازمندان و افراد بی بضاعت تاريخ برگزاری قرار جمعه ۱۹ اسفند تعيين شده است. لطفا جهت حمايت هر چه بيشتر از قرار به آن لينك دهيد و بقيه را نيز در جريان قرار دهيد.
امیر حسین | March 1, 2006 12:36 AM
تبادل؟
>>>هنر عريان بودن<<< | March 2, 2006 01:12 PM