search
linkdump
ریسیسم (نژادپرستی)
مانا نیستانی | زمانه
گفتوگوی رضا عطاران و کیانوش عیاری
اعتماد
دربارهی مهاجرت
از پشت یک سوم
سینما جمهوری سوخت
پندار
ویژهنامهای برای حسین علیزاده
اعتماد
گفتوگو با هادی فراهانی
از سالهای طراحی در غرب | کارگزاران
جامعهی قانونی، شهروندِ قانونمند
به خودت که بیایی دیگر قانونی وجود ندارد.
friends
خوابگرد
عصيان
بلوط
کتابلاگ
نونجيم
از پشت يک سوم
خورشيدخانوم
dejavu
هفتان
Amnesiac
برای خاطر کتابها
منصور نصيری
پيام تافته
نوشتههای پشت شيشه
توکا نيستانی
زيتون
پدرام رضایی زاده
آذرستان
زن نوشت
کسوف
ارزيابی شتابزده
نازلی، دختر آیدین
Eyes Wide Shut
لوليان
Alice in Wonderland
صفحهی سيزده
حرفه؛ خبرنگار
یک پنجره
پينکفلويديش
خسرو نقيبی
یک لیوان چای داغ
چندگانه
آزاده عصاران
تهران شهر
وضعيت آخر
هنوز
ندا دهقانی
شُمال از شُمالِ غربی
من،خودم و احسان
گلناز والا
بينش معاصر
انتشارات نیلا
گل آقا
کتابهای عامهپسند
Neverland
کافئين
بابونه
عقايد يک احسان
Acetaminophen
معصومه ناصری
ژرفا
Pinkfloydish in English
پرشین کارتون
شرتو
مرضيه رياحی
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« نیم ساعتی در بهشت | Main | ... »
لذت پناه بردن به کولرهای گازی گالریها
هرچه فکر کردم قبل از این تعطیلی ملالآور وسط خرداد، چیزکی بنویسم و راههایی برای فرار از این رخوت توصیه کنم، چیزی پیدا نکردم و سرخوشانه روزهایم را به بازی با خواهرزادهی چند روزهم گذراندم. اما همین امروز که یکشنبه باشد ـ بود ـ دو پیشنهاد بصری خوب دارم. اولی، چهارمین نمایشگاه تایپوگرافی رنگ پنجم با موضوع شاهنامهست که این بندهی کمترین هم حضور سبزی در این آیین دارد و این تصویر کنار، جلوهی همین حضور است. نمایشگاه هم در گالری ممیز خانهی هنرمندان برپاست و تنها تا بیست و سوم خرداد فرصت دارید سری به آن بزنید. دومی هم، نمایشگاه عکسیست با عنوان «دیدارها» که راستش خودم هنوز ندیدهم، ولی احتمالاً عکسهایی را میبینید که با عادت همیشگیتان چندان سازگار نیست. این را بهواسطهی نمایشگاه قبلی محمدرضا میرزایی میگویم که در همین گالری سیحون برقرار بود.
ولی توصیه میکنم آن گزینهی اول را از دست ندهید. غیر از کار خودم که بهشدت دوستش دارم و خوشحالم که انتخاب شده، چند کار جذاب دیگر هم دیدم که متفاوت بود با تایپوگرافیهای رایج و تکراری این سالها. اصلاً همینکه هنوز در این شهر این امکان هست که نیم ساعتی را به تابلوهای آویزان شده زُل بزنیم و حظ بصری ببریم، یعنی خدا هنوز دوستمان دارد. و خب، در این روزها که خورشید نفرتانگیز تهران دوباره دارد تحقیرمان میکند، این چیز کمی نیست.
[خبر مرتبط]


Comments
استاد شرمنده ولي اين تايپوگرافی يعني چي؟!
حمیدرضا:
اثر گرافیکی که برپایهی حروف طراحی شده باشد و در صورت استفاده از تصویر، حروف همچنان غالب باشند.
k1 | June 9, 2008 11:12 AM
حميدرضا جان سلام. ايميلم دستت نرسيده. براي همين جهت يادآوري برات كامنت گذاشتم. ممنون
صبا | June 9, 2008 04:14 PM
خلاقی حمیدرضا...
حمیدرضا:
ممنون.
پدرام | June 9, 2008 08:03 PM
سلام
شما کار طراحی قالب وبلاگ انجام میدید؟
میشه در مورد شرایط کارتون و هزینه انجام پروژه ها توضیح بدید؟و آیا مثلا این طراحی هاتون فقط برای مثلا نرم افزارهای مستقل هست یا برای وبلاگهای بلاگ اسکای هم قادر به طراحی صفحه هیستید؟
حمیدرضا:
لطفاً اگر سوال یا سفارشی دارید از طریق این صفحه تماس بگیرید:
http://web.hamidreza.com/order.php
محمود | June 9, 2008 08:09 PM
حميدرضا جان عالي بود.
حمیدرضا:
ممنون.
ميعاد | June 10, 2008 05:43 AM
رفتم لينكاي مرتبط نمايشگاه رو ديدم ....
جدن جالب بودن...
و اين صفحه اول روزنامه كه زده بودي...
حمیدرضا:
ممنون از لطفت.
ارتش سايه ها | June 14, 2008 01:39 PM
" کابوی بودن یا صاحب کافه شدن... پرسش اساسی غرب وحشی..."
یا
"مثل سیگار جیمز کان... بعد از باز کردن گاو صندوق"
این تیکم که می دون یواسه فیلم سارق و ایناس.....
خیلی مخلصیم....
ارتش سايه ها | June 14, 2008 01:40 PM
سلام.ممنون از پيشنهاد نمايشگاه. خيلي عالي بود. خوشحالم كه به پيشنهادتون عمل كردم. :-D
حمیدرضا:
چه خوب. خوشحالم که به کارتان آمده.
sepideh Ghaderi | June 15, 2008 04:06 PM
intresting
Mohammad | June 22, 2008 11:07 AM
آقا خيلي رييس مايي....
----------------
نوشتن پی دی پی...
" دیشب از خودم متنفر شدم "
یا
" اسلحه خالی... قبرستون و آن فاحشه دوست داشتنی "
------------------
خیلی مخلصیم....
ارتش سايه ها | June 22, 2008 11:28 AM
سلام
چه نثر بي تکلف و دلنشيني!
فيض بردم!
با کلمات و سطور اين محيط احساس قرابت ميکنم
شايد بتوانيم دوستان خوبي براي هم باشيم
بعد از يک پروسه زندگي در حوزه پژوهش و سياست و
بعد از سالها دوري و غربت و تنهايي برگشتم!
نثر و کلامت را براي نقد خود مي پسندم
اگر شما موافقيد نظرتون رو راجع به تبادل لينک بفرمائيد!
با احترام
دانشجوی دانشگاه تهران | June 24, 2008 04:26 PM
yek nazarkhahi.
ترنج | June 28, 2008 07:45 PM
آقا ما خيلي مخلصيم و دوباره همينجور نوشتيم بيا خوشحالمون كن و يه نيگاهي بنداز....
به ارتش سایه ها بیا....
از عشقم اهواز نوشتم و اینکه چه جوری باید تعارف را کنار گذاشت و از پلو ماهی اهوازی نهایت لذت را برد....
خیلی مخلصیم...
ارتش سايه ها | July 2, 2008 03:59 PM
من كاملا با پست آخر موافقم اينكه سنتوري به زور و ادعا انگار مي خواد يه چيزي رو نشون بده....به قول يكي از بچه ها انگشتشو ميخواد بكنه تو چشممون كه هستم....
سنتوري ضعيفه چون مهرجويي اينجا ضعيفه و چون خودشم نمي خواسته كه سنتوري خوب بشه....سرهم شده و صداي يكي ديگس كه نجاتش داده....
ارتش سايه ها | July 27, 2008 03:55 PM