« در خدمت و خيانت کپی‌رايت | Main | آن فورد سياه قديمی »

شب، آپارتمان، داخلی

ببين جِف، ما تو اين تابستون دو ماهِ محشر با هم داشتيم. و تموم شد. هميشه همين‌جوره ـ زن و بچه‌ها می‌رن سفر و آقای رييس با يه منشی يا مانيکوريست يا آسان‌سُرچی می‌ريزه رو هم. سپتامبر می‌آد و پيک‌نيک تموم می‌شه ـ خداحافظ! بچه‌ها برمی‌گردن مدرسه، رييس هم می‌ره پيش زنش. و دختره... اين ميگوها رو مث هميشه نپخته‌ن.

[آپارتمان | بيلی وايلدر و آی. ای. ال. دايموند]

July 9, 2007 12:07 AM