search
linkdump
من اینجام؛ تو کجایی؟
شاهکاری از بزرگمهر حسینپور
نمایشگاه عکس محمدرضا میرزایی در دوبی
عکاسی
دولت الکترونیکِ نفتسوز!
سال ۲۰۰۹ میلادی، تهران | خوابگرد
خوشنویسی را هنر نمیدانم
محمد احصایی | خبر آنلاین
چنگی بر چند حکایت
محمد حسن شهسواری
جشنوارهی کن به سینمای ایران بدهکار نیست
مرضیه ریاحی
friends
archives
go to archives' page...
« حواستان هست؟ | Main | فيلم بلندی دربارهی انتقام »
آنچه در زير نهفته
میدانيد، «پنهان» فيلم دورويیست و اگر حواستان نباشد راحت فريبش را میخوريد. اين حرفی که میزنم برخلاف جملههای مشابهی که دربارهی سينمای جشنوارهای ايران گفته میشود اصلا برای تخريب فيلم نيست، اتفاقا اين دورويی و فريبکاری کاملا هوشمندانه و هدفمند در متن فيلم استفاده شده و بزرگترين نقطه قوت آن است. شروع آرام و بیسر و صدای فيلم با آن تيتراژ منفعلانهش و ريتم کسلکنندهی ده دقيقهی ابتدايی، يک روی ماجراست که بهنظرم رويهی اصلی فيلم هم هست. اما فيلم يک ور داستانی و جذاب هم دارد که اگر خميرمايهی اين قسمتش را دست يک هاليوودی اصيل میدادند يک تريلر درست و حسابی و پرفروش میتوانست از آن دربياورد. همين رويه و قسمت هم هست که تماشاگر «پنهان» را گول میزند و انتهای فيلم را برایش غيرمنتظره میکند. درواقع اصلا هدف کارگردان اين نيست که بفهميم چه کسی آن فيلمها را میفرستد و چرا اين کار میکند، تا آخر فيلم هم به اين سوال جواب نمیدهد و از قضا با پايانبندی فيلم ـ که کاملا شبيه به تيتراژ آغازين است ـ نشان میدهد اين آقای فيلمبردار هنوز زنده است و دارد به کارش ادامه میدهد. هدف ميشائيل هانکه همان بُعد اخلاقی ماجراست که اگر حواستان نباشد و درگير ايدهی جذاب داستان دوم شويد، از آن باز میمانيد. کليدیترين و البته جذابترين سکانس فيلم هم آن فصل درخشانیست که ژوليت بينوش با تلفن در حال حرف زدن است و در پسزمينه تصاويری از درگيریهای خاورميانه پخش میشود. اين فصل هم از قضا مانند فيلم خيلی فريبکارانهست؛ داستان فرعی با گم شدن پسر خانواده به اوج رسيده و منتظريم يک بلايی سر او بيايد اما داستان اصلی همان تصاوير دردناکیست که با کوچکترين جلب توجه در پسزمينه ديده میشوند.
گفتم که نقطهی قوت فيلم همين فريبکارانه بودنش است، اينکه کارگردان حواستان را پرت داستان ديگری کرده و در اين بين «پنهانی» پيامهای اخلاقیاش را هم داده. آخر فيلم را هم جوری ساخته که بنشينيد با خودتان فکر کنيد و از لابهلای داستان اين مضمون پنهانی را دربياوريد. خب، چه چيزی از اين بهتر که يک کارگردان اخلاقگرا سطح شعور بينندهش را در حد کودکان پيشدبستانی نداند و مضمون اخلاقی داستانش را با بلندگو، رو به دوربين فرياد نزند؟ سينمای دههی شصت ايران يا همين نمونههای معناگرای اخير خاطرتان هست؟


Comments
بازی ژولیه بینوش عااااااالی بود .
بعضی وقت ها ، آن قدر تحت تاثیر قدرت بازی گری اش قرار می گرفتم که اشک در چشمم حلقه میزد !!!
نازلی | July 18, 2006 10:07 PM
همان گرهافکنی و نه گرهگشایی که در فیلمهای لینچ وجود دارد اینجا هم به چشم میاید.
حمیدرضا | July 18, 2006 11:27 PM
خوب گفتین. اینکه پنهانی پیام اخلاقی ش رو داده. همین چند وقت پیش بود که بهترین فیلم سینمای ایران، خوب و بد رو آنچنان کرد توی چشممون که کور شده بودیم وقتی از سینما بیروت اومدیم.
ماندانا | July 19, 2006 09:32 PM
با سلام.ثبت نام جشنواره کانون فیلم و عکس پلی تکنیک آغاز شد. کلاس هایی با حضور اساتیدی چون فرزاد موتمن، مهران مهاجر، اردشیر عالمی، مازیار اسلامی، محمد تهامی نژاد و... همچنین پخش و نقد فیلم به صورت هفتگی. لطفا لینک بدهید.
http://filmphoto.blogsky.com/ برای دریافت اطلاعات ثبت نام به این وبلاگ رجوع کنید
کانون فیلم و عکس پلی تکنیک | July 28, 2006 03:09 PM
سلام
حمید جان بهت لینک دادم عزیز ...
موفق باشید !
وب نویس | August 1, 2006 10:38 AM