search
linkdump
محسن رسولاف، کاریکاتوریست، درگذشت
خدایش بیامرزد | ایران کارتون
سایت «شهروند امروز»
اگر فید سایت هم درست شود، سایت خوبیست.
دربارهی حضور گلشیفته فراهانی در فیلم رایدلی اسکات
خسرو نقیبی
علی عابدینی، ای بچه محل صمیمی
و یا؛ دیدار با اکبر مشکاتی
ارژنگ بهجای هفت
از مهرماه
مصائبِ پاگرد
پدرام رضاییزاده
مسابقهی عکس «دست دوم»
هیچ بچه پولداری حق شرکت ندارد!
friends
[تهران شهر]
[Amnesiac]
[کافئين]
[Acetaminophen]
نازلی، دختر آیدین
نونجيم
Neverland
یک لیوان چای داغ
گل آقا
برای خاطر کتابها
آذرستان
عصيان
هفتان
بلوط
حرفه؛ خبرنگار
چندگانه
قصههای عامهپسند
کتابلاگ
انتشارات نیلا
وضعيت آخر
صفحهی سيزده
یک پنجره
dejavu
پدرام رضایی زاده
منصور نصيری
معصومه ناصری
لوليان
نوشتههای پشت شيشه
زيتون
توکا نيستانی
گلناز والا
خورشيدخانوم
خسرو نقيبی
خوابگرد
پيام تافته
آزاده عصاران
هنوز
ندا دهقانی
زن نوشت
کتابهای عامهپسند
شُمال از شُمالِ غربی
کسوف
من،خودم و احسان
پينکفلويديش
Eyes Wide Shut
بابونه
بينش معاصر
Alice in Wonderland
Pinkfloydish in English
پرشین کارتون
ارزيابی شتابزده
عقايد يک احسان
شرتو
ژرفا
مرضيه رياحی
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« بهترين سالهای زندگی ما | Main | چين آماده میشود »
مربع سفيد خونی
اگر دو هفتهی ديگر صبر میکردم، دقيقاً يکسال از آخرين مطلبی که دربارهی يک نمايش نوشتم و توصيهش کردم، میگذشت. در اين مدت نه اينکه تئاتری نديده باشم، که تک و توک چيزهايی را ديدم، اما راستش چيزی که شوقی برانگيزد و اشتياقی برای پيشنهاد کردن ايجاد کند، نديدم. اصلاً با آن ماجرای بازسازی تئاتر شهر و حواشیش احساس میکنم يکجور رخوت و بیحالی در اين وادی موج میزند. جالبست حالا هم که میخواهم از يک نمايش بنويسم، نمايشیست که در تالار مولوی روی صحنه رفته است.
«کوارتت» در لغت به معنی همنوازی چهار ساز است. داستان نمايش هم از روايتهای منقطع چهار نفر، از دو تجربهی متفاوت شکل میگيرد و جذابيت ماجرا هم در همين تفاوت راویهاست و نوع حضورشان در صحنه. اصلاً همانطور که اميررضا کوهستانی (کارگردان) گفته پايهی داستان از ايدهی طراحی صحنهش آمده که ايدهی جذابی هم هست. نکتهی جالبش اما در تلفيق درست و مناسب ويديو و نمايش است.
قضيه به اين شکل است که مربعی در وسط صحنه با پردههايی سفيد رنگ ايجاد شده و هر يک از چهار شخصيت اصلی، پشت به يکی از اضلاع و رو به تماشاگران نشستهاند و جلوی هرکدامشان يک دوربين فيلمبرداریست که تصوير آنها را روی نمايشگرهای بالای سرشان نشان میدهد. هرکدام که شروع به حرف زدن میکنند، تصوير آن پخش میشود و فاصلههای کوتاه ميان پردههای نمايش با تصاويری از چهار فصل و صدای همکار يک مستندساز که با او صحبت میکند، پر میشود. در واقع تماشاگران در نمايش نقش همين مستندساز را دارند که پشت دوربين نشسته است و دارد با چهار نفر که با دو قتل متفاوت و بیربط درگير بودهاند، گفتگو میکند.
نيمهی اول نمايش با همين جذابيت صحنه و کنجکاوی حاصل از آن میگذرد و نيمهی دومش، داستان و بازيگران خودشان را نشان میدهند. در اين بين، بازی حسن معجونی و آتيلا پسيانی جذابتر از زوج باران کوثری/ مهين صدریست و هم داستانی که آنها روايت میکنند، داستان پر اتفاقتریست. بههمين دليل توصيه میکنم وقتی وارد سالن شديد، سعی کنيد حدس بزنيد که آن دو در کداميک از اضلاع مربع قرار دارند و روبهروی آنها بنشينيد، چون خارج از آن کادر تصوير ويديويی، بازیهايی هم با بدنشان دارند که به جذابيت داستان کمک میکند.
خلاصه اينکه اين شبها ساعت 8 میتوانيد به تالار مولوی (خيابان 16 آذر) برويد و نمايش تجربهگرای دلپذيری را ببينيد. فقط چون تماشاگر زيادی دارد، توصيه میکنم ساعت 5 که گيشهی تالار شروع میکند به بليت فروختن، بليتتان را بخريد تا سرتان بیکلاه نماند. دو سه شبی هم بيشتر از شروع نمايش نمیگذارد و احتمالاً چند هفتهای برای ديدن «کوارتت» فرصت داريد.
[روایتی ساده از دو قتل | نوشتهی ساناز دربارهی نمايش]
[چهار فصل | هنوز]
[چرا تماشاگر «کوارتت» میخندد؟ | مطلب ليلی در حاشيهی گفتگويش با کوهستانی]


Comments
سلام
تا نيمهي مهر نه تا هر وقت بخواي فرصت داري يه نگاهي بندازي:
http://yekmard.wordpress.com
yek mard | September 20, 2007 03:27 PM
وسوسه ام کردی که حتما برم این تئاتر رو . از تالار مولوی خیلی خاطره دارم. بیشتر از تئاتر شهر.مرسی از اطلاعات
danial | September 21, 2007 12:25 AM
تجربه قشنگترش عکاسی از این نمایشه که برای من رخ داد. اون هم در اجرایی که مختص عکاسانه. عکاسهایی از خبرگزاری های مختلف با لنزهای خفن تر. اونوقت تصور کنید تو این گیرودار لذتبخش باتری دوربین ات تموم بشه و لنگ در هوا بمونی.
در مورد بازی ها هم من باهات موافقم. مهین صدری که در همون اجرای اول معلوم بود کم آورده هرچند متن نمایش مدیون اون هم هست. حسن معجونی هم که معرکه بود مثل همه اجراهای معرکه اش.
حميدرضا:
چه بدشانسیای!
مهناز میناوند | September 21, 2007 01:53 PM
درد ما شهرستانيها را كه خوب ميدانيد حتماً. (تأترمون كجا بود! باز خدا پدر مديرشبكه 4 را بيامرزد كه چار تا تلهتأتر پخش ميكنه آدم دلش خوش باشه!)
فريد ذاكري | September 23, 2007 04:11 PM
ميدونيد چقدر ذوق ميكنم با هر بار بهروز كردنتون؟ هر وقت مييام اين ذوق رو توي جديدترين پست منعكس كنم، ميبينم، توي اون پست امكان نظردادن نيست... راستي چرا؟
حميدرضا:
ممنون. بهنظرم بعضی مطالب نيازی به نظرخواهی عمومی ندارند. يک انتخاب شخصیست و خيلی دلايل مشخص و معينی ندارد.
فريد ذاكري | September 29, 2007 08:47 PM
سلام و خسته نباشید
همیشه به اینجا سر می زنم و از نوشته های شما استفاده میکنم بسیار زیبا و تاثیر گذار است ولی متاسفانه تا به حال نتونستم پیغام بگذارم
به شما لینک دادم
باتشکر
سام | October 4, 2007 04:24 AM
ظاهراً حالاحالاها بايد در همين مطلب كامنت بگذارم!
1- من عاشق اين چنين تأترهاي تجربي هستم، اما به همان دليلي كه در اولين كامنتم گفتم، از ديدنشان محرومم.
2- چند سؤال براي آقاي زراندوز، سردبير بچهها...گلآقا فرستادم درباره مجله. چند تا از سؤالها از شما بود و راجع به بخش سينمايي مجله. اگر ممكن است، آن سؤالها را از آقاي زراندوز بگيريد و پاسخش را ميل كنيد.
3- همين!
فريد ذاكري | October 5, 2007 09:06 PM
1- سوالها رو خونديد؟ لطفاً زودتر جوابش رو به اين ميل بفرستيد:
sangepa86@gmail.com
2- مجله اينترنتي ما با مطالب ويژهنامه بررسي اتفاقات تابستان 86 به روز شده...
خوشحال ميشم نظرتان را راجع به آن بدانم...
http://www.sangepa.net/
فريد ذاكري | October 10, 2007 09:02 PM
سلام! صفحه پرباری دارید ! دست مریزاد! من یه نمایشنامه زدم تو بلاگم نظر بدین ممنون میشم
آقای کلمه | October 14, 2007 08:50 PM