search
linkdump
محسن رسولاف، کاریکاتوریست، درگذشت
خدایش بیامرزد | ایران کارتون
سایت «شهروند امروز»
اگر فید سایت هم درست شود، سایت خوبیست.
دربارهی حضور گلشیفته فراهانی در فیلم رایدلی اسکات
خسرو نقیبی
علی عابدینی، ای بچه محل صمیمی
و یا؛ دیدار با اکبر مشکاتی
ارژنگ بهجای هفت
از مهرماه
مصائبِ پاگرد
پدرام رضاییزاده
مسابقهی عکس «دست دوم»
هیچ بچه پولداری حق شرکت ندارد!
friends
[تهران شهر]
[Amnesiac]
[کافئين]
[Acetaminophen]
نازلی، دختر آیدین
نونجيم
Neverland
یک لیوان چای داغ
گل آقا
برای خاطر کتابها
آذرستان
عصيان
هفتان
بلوط
حرفه؛ خبرنگار
چندگانه
قصههای عامهپسند
کتابلاگ
انتشارات نیلا
وضعيت آخر
صفحهی سيزده
یک پنجره
dejavu
پدرام رضایی زاده
منصور نصيری
معصومه ناصری
لوليان
نوشتههای پشت شيشه
زيتون
توکا نيستانی
گلناز والا
خورشيدخانوم
خسرو نقيبی
خوابگرد
پيام تافته
آزاده عصاران
هنوز
ندا دهقانی
زن نوشت
کتابهای عامهپسند
شُمال از شُمالِ غربی
کسوف
من،خودم و احسان
پينکفلويديش
Eyes Wide Shut
بابونه
بينش معاصر
Alice in Wonderland
Pinkfloydish in English
پرشین کارتون
ارزيابی شتابزده
عقايد يک احسان
شرتو
ژرفا
مرضيه رياحی
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« صبحهای بسکتبال | Main | سکوت »
...
■ همانطور که پای مطلب آزاده هم نوشتم بهنظرم بزرگترين مشکل «زودياک» (Zodiac) اينست که "فينچر" ندارد. نه اينکه فيلم بدی باشد که نکات خوبی هم دارد مثل همين که داستان را بين سه شخصيت اصلی پخش کرده و هر سهشان به يک اندازه درگير ماجرا هستند و بر حسب منطق درام، گوشهای از آن را روايت میکنند يا مثلاً جاهايی که میخواهد تعليق ايجاد کند کاملاً موفق است. اما بدیاش اينست که فينچر خواسته واقعيت را تمام و کمال روی پرده بياورد و بههمين خاطر مجبور شده نگاه خودش را پنهان کند. در نتيجه زودياک تبديل به فيلمی شده که میتوانيد هر تکهش را با مستندات و روايات شاهدان مختلف تطبيق دهيد، اما احساس نکنيد که کارگردان Seven و Fight Club آن را ساخته.
■ «اسپايدرمن 3» نااميدکنندهتر از چيزی بود که فکرش را میکردم. يک داستان مغشوش و بیدر و پيکر که بعد از دو فيلم، ديگر چيز تازهای ندارد. مثل اينکه طور ديگری نمیشود قصهی اسپايدرمن را نوشت؛ اول قصه با مریجين شاد و خوشحالاند، بعد رابطهشان بههم میخورد، در همين حين يک خلافکار از خدا بیخبر شيطنت میکند و جان مریجين هم به خطر میافتد و در انتها هم اسپايدرمن بعد از اينکه حسابی کتک خورد، جان مریجين را نجات میدهد و سالها به خوبی و خوشی با هم زندگی میکنند.
قبلاً اينجا نوشته بودم که در بين فيلمهای superhero، به اسپايدرمن بيشتر از بقيه ارادت دارم. هنوز هم احساسم نسبت به دو فيلم اول همين است اما مشکل فيلم سوم اينست که داستان فرعی زياد دارد و بههمينخاطر اسپايدرمناش گم شده است. اين ايراد هم گويا از اينجا آمده که اين فيلم قرار بود آخرين قسمت از مجموعهی اسپايدرمن باشد و سم ريمی و رفقايش فکر کردهاند هرچه بلا دارند يکجا سر پيتر پارکر بياورند. اگر يکی دو تا از داستانهای فرعی را حذف کرده بودند، شايد با اثر بهتری مواجه میشديم.
■ «فرزندان انسان/ابنای بشر» (Children of Men) جزو بهترين فيلمهايیست که ديدهم داستانشان در آينده میگذرد. نزديک به «هوش مصنوعی» (A.I.) اسپيلبرگ/کوبريک با اين تفاوت که تصويرش از آينده، واقعیتر و ملموستر از آن نمونههای مشابه است و بههمين دليل تلخی و گزندگیاش بيشتر حس میشود. اما چيزی که خيلی بيشتر از داستان توجهم را جلب کرد، کارگردانی و فيلمبرداریاش بود. اگر فيلم را ديده باشيد حتماً آن صحنهی کشته شدن جولين مور در ماشين در خاطرتان هست که چهقدر عالی درآمده؛ مخصوصاً با آن بازی قديمی دو نفرهشان با کلايو اوون. يا آن سکانس طولانی و بدون قطع داخل ساختمان که اوون دنبال بچه میگردد.
تلخی و گزندگی چنين داستانی را فقط آدمهايی از جنس آلفونسو کوآرون میتوانند دربياورند.


Comments
حالا بیا تصور کنیم که این همه داستان فرعی در کار نبود،واقعا چیزی از فیلم باقی میماند و کسی تا آخر دوام میآورد؟ بعضی وقتها فکر میکنم دورهی سوپرهیروها(عجب ترکیبی شد با آن «های» جمعش!) به سرآمده حمیدرضا. نگاه کن،هالک یک فیلم خیلی معمولی بود و سوپرمن جدید واقعا ناامیدکننده، مثل هر دو قسمت Fantastic 4... باز هم گلی به جمال سم ریمی!
حميدرضا:
بهنظرم فيلم زيادی کش آمده بود و میتوانست خلاصهش کند. ريتمش هم تندتر میشد. اما دربارهی اينکه در قياس با نمونههای مشابهش، سم ريمی کارش را بهتر انجام داده کاملاً موافقم. ولی خب اسپايدرمن 1 و 2 خيلی بهتر از سومی بودند. درد اينجاست!
پدرام | August 17, 2007 02:47 PM
آره دقیقا زودیاک یه فیلم فینچری نیست مثه یه داستان گویی پر از جزییاته که احتمالا وسطش خوابت می بره
و این فیلم آخریه که گفتی و حتما باید بگیرم ببینم ممنون که معرفیش کردی
arefe | August 18, 2007 04:36 PM
از 3 تا فیلمی که گگفتی من فقط فرزندان بشر رو دیدم که واقعا قشنگ بود.فیلمبرداریش هم معرکه بود
مهدی | August 19, 2007 09:52 PM
و ما همچنان منتظر مي مانيم...
ava | August 25, 2007 09:48 PM
may i have your link on my weblog?
adel | August 26, 2007 11:36 AM
من هم خیلی از Children of Men خوشام آمد! یکی از بهترین فیلمهای سال پیشام بود.
SoloGen | August 28, 2007 05:12 AM
اسپايدرمن 3 به نظرم مغشوش نبودش البته اگه داستانهاي كميك استريپ رو خونده باشيد
حميدرضا | August 28, 2007 01:20 PM
Zodiac ro nadidam hanooz vali dar morede Spierman 3 va Children Of Men besyar ba shoma movafegham...
COM besyar aali bood...
xak | August 30, 2007 03:39 PM
روايت مدرن زودياك
خيلي از دوستان منتقد زودياك را به فيچري نبودن محكوم مي كنند و از كارگردان seven ، بازي و باشگاه مشت زني انتظار ايجاد تعليق هاي دلهره آور و يا ديالوگ هاي فلسفي و خلاصه هر آنچه كه ما جهان سومي ها از آن به عنوان ادبيات ناب نام مي بريم انتظار دارند؛ولي آنجه از زودياك كه مرا مشعوف مي كند نوع روايت داستان و قصه پردازي مدرن آمريكايي است.
روايت مدرن زودياك بدون آنكه اتفاق خاصي و يا گره اي در قصه فيلم ايجاد و سپس گره گشايي كرده و بادهاي فلسفه و عرفان ما شرقي هاي عرفان زده ي فلسفه قورت داده را ارضا كند سعي مي كند آنقدرزيبا قصه را روايت كند كه شما فقط خود را در آن مقطع از زمان احساس كنيد و نقاط ضعف و قدرت رسانهها، قاتل ها، مردم و پليس ها را بشناسيد.
فينچر با رعايت تمام اصول فيلم سازي و روايت تصويري فوق العاده از قصه اي كه قهرمان آن قهرمان فيلم نيست با استادي تمام قدرت خود رادر جذب مخاطب وبيان واقعيت نشان مي دهد.
رضا | August 31, 2007 05:32 PM