search
linkdump
محسن رسولاف، کاریکاتوریست، درگذشت
خدایش بیامرزد | ایران کارتون
سایت «شهروند امروز»
اگر فید سایت هم درست شود، سایت خوبیست.
دربارهی حضور گلشیفته فراهانی در فیلم رایدلی اسکات
خسرو نقیبی
علی عابدینی، ای بچه محل صمیمی
و یا؛ دیدار با اکبر مشکاتی
ارژنگ بهجای هفت
از مهرماه
مصائبِ پاگرد
پدرام رضاییزاده
مسابقهی عکس «دست دوم»
هیچ بچه پولداری حق شرکت ندارد!
friends
[تهران شهر]
[Amnesiac]
[کافئين]
[Acetaminophen]
نازلی، دختر آیدین
نونجيم
Neverland
یک لیوان چای داغ
گل آقا
برای خاطر کتابها
آذرستان
عصيان
هفتان
بلوط
حرفه؛ خبرنگار
چندگانه
قصههای عامهپسند
کتابلاگ
انتشارات نیلا
وضعيت آخر
صفحهی سيزده
یک پنجره
dejavu
پدرام رضایی زاده
منصور نصيری
معصومه ناصری
لوليان
نوشتههای پشت شيشه
زيتون
توکا نيستانی
گلناز والا
خورشيدخانوم
خسرو نقيبی
خوابگرد
پيام تافته
آزاده عصاران
هنوز
ندا دهقانی
زن نوشت
کتابهای عامهپسند
شُمال از شُمالِ غربی
کسوف
من،خودم و احسان
پينکفلويديش
Eyes Wide Shut
بابونه
بينش معاصر
Alice in Wonderland
Pinkfloydish in English
پرشین کارتون
ارزيابی شتابزده
عقايد يک احسان
شرتو
ژرفا
مرضيه رياحی
ساناز الله بداشتی
Robo
افکار
جوانه
سينا تابش
چرا نگاه نکردم؟
چرندیات
The Remains of the Day
عروسک کوکی
by BlogRolling
archives
go to archives' page...
« مملکت جعلی | Main | تغيير چهره »
بر گِرد گوری تهی
غرامت مضاعفبيلی وايلدر و ريموند چندلر
ترجمهی رحيم قاسميان
انتشارات نیلا
141 صفحه
1500 تومان
اعتراف میکنم يکی از بزرگترين لذتهای تمام زندگیم را امروز تجربه کردم، آن هم با خواندن فيلمنامهی بینظير «غرامت مضاعف». يک نوآر درست و حسابی و دقيق که برای خودش يک کلاس درس فيلمنامهنويسیست. قبل از اين هم دربارهی يکی، دو فيلمنامه از بيلی وايلدر نوشته بودم که بزرگترين حسنشان "جزئيات" آنهاست. «غرامت مضاعف» در بين فيلمنامههايی که تابهحال از او خواندهم بهنظرم بهترين مثالیست که میشود برای اين منظور زد. ترجيح میدهم از اينجا به بعد بهجای اينکه با چند صفت کلی ديگر، ذوقزدگیم را از خواندن اين اثر نشانتان بدهم قسمتی از گفتگوی ايوان مفات با وايلدر را که در انتهای کتاب آمده، نقل کنم تا خودتان بهتر متوجه شويد فيلمنامه در سينمای وايلدر از هر چيز ديگری مهمتر برايش مهمتر بوده. در اين گفتگو او بيشتر دربارهی همکاری با ريموند چندلر ـ که «غرامت مضاعف» اولين تجربهی فيلمنامهنويسیش بود ـ صحبت میکند:
" جيمز ام. کين، که رمان فوقالعاده موفق «پستچی هميشه دو بار زنگ میزند» را نوشته بود و [آن روزها] روی دور بود قصهی کوتاهی نوشته بود در دو، سه، يا چهار بخش برای مجلهی ليبرتی بهنام «غرامت مضاعف»؛ قصه در بافت و حتی در مضمون طنينی بود از پستچی هميشه دو بار زنگ میزند... فرستاديم پی آقای چندلر و او آمد دفتر آقای سيستروم. تا حالا توی هيچ استوديويی پا نگذاشته بود؛ هيچوقت سر فيلمی کار نکرده بود؛ از هيچ چيز خبر نداشت. سيستروم ازش خواست قصه را بخواند. او هم خواند و برگشت و جواب مثبت داد، دوست داشت اين کار را بکند؛ میشد برايش توضيح بدهيم فيلمنامه چهجور چيزیست؟
... برای آدمی (چندلر) که رماننويس بود داشتن همکار چندان معمول نبود. بعد تکرار کرد که هزار دلار میخواهد. ما گفتيم «اون هزار دلار کوفتی رو بیخيال شو. قراره هفتصد و پنجاه تا بگيری.» او هم گفت «هفتصد و پنجاه تا؟ من برا هفتصد و پنجاه تا کار نمیکنم.» ما گفتيم «نه، آروم باش، هفتهای هفتصد و پنجاه تا. فقط آروم باش، قراره هفتهای هفتصد و پنجاه تا بگيری.» او هم گفت «هاه، واقعا؟ يعنی دو سه هفتهای طول میکشه؟» ما هم گفتيم «نه، چهارده هفته! شما نمیدونين فيلمنامه چهطور نوشته میشه.»"
همانطور که خود وايلدر هم در اين مصاحبه گفته چيزی که بيش از همه باعث شده آنها سراغ چندلر بروند ديالوگهای کوبنده و بینظير داستانهای او بوده؛ چيزی که مشخص است خيلی خوب به «غرامت مضاعف» هم سرايت کرده و اصلا بزرگترين عامل جذابيت داستان همين ديالوگها و توصيفهای صحنهش است.
"نه، والتر، هيچوقت عاشقت نبودم. نه تو و نه هيچکس ديگه. من قلب فاسدی دارم. درست همونجور که خودت گفتی ازت سوءاستفاده کردم. تو رو فقط برای نقشههام میخواستم ـ تا يه لحظه پيش که ديدم عاشقتم. فکر نمیکردم همچه احساسی بياد سراغم."
مرتبط:
[عشق روسی | دربارهی «نينوچکا»]
[هولمز عاشق، هولمز تنها | دربارهی «زندگی خصوصی شرلوک هولمز»]


Comments
وايلدر=لذت. حالا ميخواد فيلمي ازش ببيني، يكي از فيلمنامههاشو بخوني و يا حتي حرفي ازش بخوني يا بشنوي... به نظرم بهترين فيلم او «تعطيلي از دست رفته» ست. فيلمنامشو هنوز نخوندم. همين روزهاست كه برم سراغش. فكر ميكنم كه شما هم هنوز نخوندينش. كه اگه اينطور بود، حتما يه چيزي مينوشتيد دربارش. حتما اگه خونديش (كه شك ندارم ميخونيش) دربارش بنويس مثل هميشه.
پویان/استاکر | August 10, 2006 09:26 AM
"مارکسیسم رفیق نوابی در فاز فکاهی"
http://apis.blogfa.com
عمو کیوان | August 13, 2006 01:46 PM
salam hamid khan, man yeki do rooze pish be adrese gmail e shoma name ee ersal kardam age mohabbat konin va havab bedin mamnoon misham
movafagh o pirooz bashin
ali ardestani | August 17, 2006 04:56 PM
رمان پستچی ...واقعا فوق العاده س.راستی من نمی دونستم که قضیه ی فیلمنامهه اینجوریه. ایول خیلی جالب توضیح دادی. راستی لینکت کردم
umbra | September 5, 2006 03:29 PM