هم ويژهنامه فجر خوب تموم شد، هم امتحانها. شهره آغداشلو هم که نامزد اسکار شد... تا اطلاع ثانوی اوضاع بر وفق مراد است! «سربازهای تعطيل» رو هم کشيدم و توی ويژهنامه جشنواره چاپ میشه، کار خوبی شد و با اينکه انتظار داشتم چند تا موردش سانسور بشه، با کمترين تغيير ممکن رفت برای چاپ. تيراژ اين شماره هم زيادتر شده، پنجشنبه هفته ديگه حتما مجله 64صفحهای «بچهها...گلآقا» رو بخرين. اسمش غلطاندازه ولی به جان خودم شرف داره به صد تا چلچراغ!
فعلا هم بايد بشينم چهارصفحه معرفی تمام کاريکاتوری ارباب حلقهها : بازگشت پادشاه رو بکشم. کسی هست که فيلم رو ديده باشه و بتونه کل داستانش رو به فارسی برام ميل کنه؟ چون نمیخوام لذت ديدنش روی پرده يا DVD رو از دست بدم...
راستی نامزدی آغداشلو واقعا غيرمنتظره بود، مخصوصا بعد از اينکه توی گلدن گلاب نامزد هم نشد و اونايی که فيلم رو ديده بودن میگفتن که بار فيلم بيشتر روی دوش بن کينگزلی و جنيفر کانلی است، اما امسال انگار سال ماست... اگر رنی زيلوگر بذاره، اسکار هم میگيريم! اين هم صفحه مخصوص آغداشلو در سايت رسمی اسکار.
يک اصل اساسی میگويد که اگر نان شب نداريد مهم نيس، هفتهای يک فيلم خوب ببينيد! و چون ديشب سينما يک پخش نشد (و هفته آينده هم پخش نخواهد شد) و در راستای اينکه ترک عادت مـوجـب مرض است، نشستـم DVD «يک ذهن زيـبا» ( A Beautiful Mind) رو ديدم. فيلم خوبی بود، راسل کرو خيلی خوب بازی کرد ولی ازش خوشم نمياد! يه جورايی نچسبه! جنيفر کانلی هم برای اولين بار بود که ازش فيلم ديدم و اد هريس عزيز! در کل فيلم خوبی بود که ارزش يه بار ديدن رو داره،ولی شاهکار نبود. يه فيلم معمولی خوب!
راستی هوس يه فيلم چرت و پرت کردم! از اين فيلمها که تو حال و هوای کريسمس میگذره و همه جا پر زرق و برقه! يه چيزی تو مايههای «تنها در خانه» (Home Alone). از اون فيلمهايی که آخرش هيچی بدست نمياری ولی از اينکه 2ساعت وقتتو تلف کردی ناراحت نيستی...
درضمن الان عين يه خرس قطبی که دو تا زمستون خواب بوده و غذا گيرش نيومده، منتظر DVD «ارباب حلقهها : بازگشت پادشاه» ام! خيلی حال میکنم با دنيايی که تالکين خلق کرده و پيتر جکسون به تصوير کشيده. تا حالا که حدود 330 ميليون دلار در امريکای شمالی فروش کرده و فروش جهانيش به بالای يک ميليارد دلار میرسه...
پی نوشت : چون توی کامنت ها چند نفر ازم پرسيدن، سينما يک اين هفته (يعنی ديشب) و هفته بعد به علت وفات پخش نمی شه و شانزده بهمن، "بولينگ برای کلمباين" رو نشون می ده. توجه دارين من شدم سخنگوی سينما يک در وب؟!!
خيلی حال آدم گرفته میشه وقتی فيلمی که در جشنواره اصفهان رتبه آخر رو در نظرسنجی تماشاگران داشته، جزو چهارده فيلمی باشه که پيش از همه حضورشون توی بخش مسابقه معلوم شده، اونوقت «آبادان» بعد از کلی جرح و تعديل و حرف و حديث، پشت خط بمونه. بامزه اينجاست که «آبادان» و «بر باد رفته» که پارسال هم از حضور در جشنواره محروم موندن، با اختيارات دبير جشنواره و بعد از پايان مهلت قانونی تونستن فرم شرکت در مسابقه رو پرکنن.
حضور Kill Bill هم رسما تائيد شد و فقط مونده «سربازهای جمعه» !! (دو نقطه دی)
اين مدت يا درگير امتحانام يا اينکه با ويژهنامه جشنواره دارم سر و کله میزنم. اوضاع هر دوتاشون فعلا خوبه تا ببينيم بعدا چی میشه...
امسال «مارمولک» خيلی سروصدا میکنه، جدا از داستان جنجال برانگيزش شنيده میشه که پرويز پرستويی هم يکی از بختهای اصلی برای سيمرغ خواهد بود. «گاوخونی» هم بعد از کلی حرف و حديث بالاخره حاضر شد توی جشنواره شرکت کنه، «دوئل» که از اون به عنوان اولين Big Production سينمای ايران نام برده میشه، هم جذابيتهای زيادی داره اما من بيشتر از همه دوست دارم دو تا فيلم رو ببينم، «عاشق مترسک» فيلم دوم مهدی نوربخش بعد از «رای باز» که پارسال خيلی غافلگير کننده بود و «شهر زيبا» که اصغر فرهادی بعد از «رقص در غبار» ساخته. «باجخور» فرزاد موتمن هم بايد ديدنی باشه...
يه شايعه عجيب غريبی هم که يکی دو هفتهايه شنيده میشه احتمال نمايش Kill Bill توی جشنواره است! خبری که هنوز تائيد يا تکذيب نشده (يا حداقل من چيزی نشنيدم) ولی حتی تصور ديدن آخرين فيلم تارانتينو روی پرده، حسابی آدمو کيفور میکنه! اميدوارم.
امروز هم شنيدم که گلآقا هم قراره در بخش جنبی جوايزی رو به فيلمهای طنز و کمدی اهدا کنه، اگه دو سه سال ديگه ديدين من جزو هيات داوران شدم، تجب نکنين!
يه مطلب خوب و نسبتا جامعی هم از خسرو توی شرق شنبه خوندم، درباره توليدات يکسال سينمای ايران با عنوان به سوی ساحل آرامش. مرسی خسرو.
يواش يواش دارم به جادوی نصف شبها برای سوژه پيدا کردن ايمان ميارم! ديشب ساعت يک و يک و نيم بود که يه سوژه درست و حسابیِ دو صفحهای برای دراز کردن استاد کيميايی (بهقول علی لطفی) پيدا کردم و اميدوارم بتونم تا آخر هفته اجراش کنم. اسمش هم میخوام بذارم «سربازهای تعطيل» با نگاهی به "سربازهای جمعه"! (دو نقطه دی!) خودم با اسمش خيلی حال کردم... داستان رو لو نمیدم ولی همش از يه پيتزافروشی شروع میشه!! يه کميک استريپ يه صفحهای هم برای ماهنامه کار کردم درباره جشنواره که بد نشد، " میدانم زمستان گذشته چه کردهای و يا در عوالم جشنواره فيلم فجر". از اسم اين هم خوشم اومد، چاپ شد میذارم تو گالری 30نما.
نکته جالب اينجاست که چهارشنبه و پنجشنبه دو تا امتحان قشنگ دارم، اونوقت سهشنبه از من يه صفحه کميک استريپ درباره راهنمايی و رانندگی ميخوان... تا 4بهمن هم بايد 30-40 صفحه ويژهنامه فجر رو ببندم. بهتر از اين نمیشه.
اونموقع که میخواستم هوست و دومين بگيرم يادمه hamidreza رو هم سرچ کردم ببينم داتکامش آزاده يا نه؟ الن يادم نمياد اونموقع نتيجهاش چی شد، ولی چند روز پيش که ديدم بروبچههای سرگردون، Whois فارسی راه انداختن، گفتم يه سرچی بکنم و در کمال تعجب ديدم hamidreza.com رو کسی نگرفته و من هم از خدا خواسته... الان منتظرم که bbc.co.uk هم خالی بشه، برم بگيرم!!
همونطور که دو سه روز پيش توی لينکدامپ، نوشتم و لينک دادم بالاخره گالری کارتون و کاريکاتور 30نما به همت دامون راه افتاد. الان البته فقط کاريکاتورهای چهرهايست که توی بچهها...گلآقا چاپ شده و از من خواستن يه جايی روی شبکه بذارم که ديده بشه، ولی از چند وقت ديگه (که فکر کنم بيوفته برای جشنواره) خودم برای سايت کارتون میکشم. اين کارتون من درباره "گاهی به آسمان نگاه کن" رو هم ببينين، خيلی دوسش دارم و خوشبختانه توی مجله هم جواب داد و اگه وقت کنم درباره فيلمهای ديگه هم میکشم...
امشب هم نميدونم سينما يک Truman Show رو نشون ميده يا Dead Man (جيم جارموش). ولی هرچه از دوست رسد، نيکوست!
جديدا نميدونم چی شده که هی پوپ-آپ تبليغاتی برام باز میشه. هيچ ربطی هم به سايتی که توش هستم نداره. انگار که يه چيزی توی پیسی خودم باشه که پوپ-آپ باز میکنه. فقط اين تولبار گوگل به دادم رسيده فعلا، شما نميدونين بايد چيکارش کنم؟
اين عکسه هم جزو عکسهای برتر سال 2003 رويترز بود. بقيه عکسها رو اينجا ببينين. بعضیهاش واقعا معرکه است. (عکس مربوط به يکی از مراسم وايکينگها در اسکاتلنده که سهشنبه آخر ژانويه هر سال برگزار میشه. تاريخ عکس 28ژانويه2003 است.)
تکميل :: Dead Man رو ديدم، عالی بود. آقايان جيم جارموش، جانی دپ و حميدی مقدم؛ متشکرم!
مطلب بلند کيومرث پوراحمد توی شماره آخر هفت باعث شد تا حسرت بخورم چرا هنوز "گاوخونی" رو نخوندم. کتابی از جعفر مدرسصادقی که توی اين يکی دو سال – حداقل – خيلی اسمشو شنيدم و اون هم بهخاطر اينکه بهروز افخمی آخرين فيلمش رو با همين نام و براساس همين کتاب ساخته. تنها تجربه ای که تا حالا از مدرسصادقی داشتم مجموعه چهار داستان کوتاهش بود در کتابی به نام "آنطرف خيابان" و اعتراف میکنم تجربه لذتبخشی بود. نثر بیادعا و سر راست داستانها که در خدمت اصل اصيل داستانگويی قرار گرفته بزرگترين خصوصيت – و مزيت – آثار مدرسصادقی است.
اميدوارم هر چه زودتر بتونم يه وقت خالی برای گاوخونی پيدا کنم، به شما هم پيشنهاد میکنم اگه دلتون برای يه داستان کوتاه حسابی تنگ شده، چهارمين داستان آنطرف خيابان رو- برای کی حمام بسازم؟- از دست ندين. يه جورايی معرکه اس.
تنها مصاحبهای که تو اين سالها از مدرسصادقی ديدم، مصاحبهای بود که بهمن 80 با همشهریماه خدابيامرز انجام داد. فکرکنم توی سايت همشهری قابل دسترسی باشه. مطلب پوراحمد با نام "هفتاد ميليون شريک جرم" توی هفت رو هم از دست ندين.
گاوخونی افخمی هم که قرار بود در جشنواره پارسال به نمايش دربياد، امسال فرم جشنواره رو پر نکرده و قصد شرکت در بخش مسابقه رو نداره هرچند که شنيده میشه در جشنواره به نمايش در خواهد آمد البته اگر آخرين مراحل فنیاش تموم بشه...
عجب برفی مياد پدرسگ! درسته برفبازی و راهرفتن روی برفها صدای باحالی داره، ولی دليل نمیشه که آسمون اينقدر بیجنبه باشه!
يک اصل نانوشته میگويد وقتی که کار داشته باشی، بيشتر وبلاگ مینويسی! دو هفته ديگه امتحانات نازنين پايان ترم شروع میشه و تو اين وضعيت از هرجايی که فکرشو بکنين داره کار روی سر من میريزه... واقعا خيلی خوبه! راستی يه سوال، بهنظر شما توی مملکت ما يه روزنامه طنز و کاريکاتور جواب میده؟ من خودم بعيد میدونم ولی امتحان کردنش ضرر نداره... بودجه دولتی خوبيش اينه که برای آزمون و خطا دستت بازه!
اين هفته هم که سينما يک و سينما چهار جفتشون تکراری نشون دادن، قرار بود "نمايش ترومن" (پيتر وير) و "در بارانداز" (اليا کازان) پخش بشه که نمايش داده نشدن. ولی پنجشنبه شبکه سه "The Sleepers" رو با بازی براد پيت و داستين هافمن و رابرت دونيرو نشون داد که من نديدم!
هفته پيش ساعت 4-4:30 صبح جمعه، (نزديک يه ساعت قبل از زلزله) وسط خواب نازنين بود که ايده اين کميک استريپ به ذهنم رسيد و چون اگه نمیکشيدمش خفهام میکرد، با سرعتی غيرقابل باور، در عرض دو ساعت کل کار تموم شد و ميخواستم پابليش کنم که متاسفانه فاجعه بم باعث شد که به تعويق بيفته.
صنم و بابک عزيز، عروسيتون خيلی خيلی مبارک... الهی کلی خوشبخت بشين. ببخشيد که کميک استريپی که براتون کشيدم، مثل بقيه کارهام غيرآدميزاديه! Kill'em All و يا عروسی خوبان رو که برداشت آزاديست از اثر تارانتينوی بزرگ ببينيد...
خيلی بده آدرس وبلاگ آدم لو بره! حالا ديگه من نمیتونم پشت سر هيچکس تو گلآقا، حرف بزنم! اين يه ظلمه!! خدا هيچکس رو گير يه دبيرتحريريه بيکار نندازه که مياد آرشيو وبلاگتو با تمام کامنتهاش زير و رو میکنه! خدا به من صبر بده...
راستی کارای ويژهنامه جشنواره فجر هم داره خوب پيش میره و اگه اتفاق عجيبغريبی نيوفته و کائنات همراهی کنن، يه ويژهنامهای دربيارم که تيراژ مجله فيلم رو نصف کنه!
امشب ساعت 10 سينما يک يادتون نره... "نمايش ترومن" (Truman Show) با بازی جيم کری. خوبی سينما يک اينه که هنرمندانه سانسور میکنه! Gangs Of NewYork رو هم به لطف برادران جان بر کف بسيجدانشجويی در سينما سپيده ديدم، اگرچه يه ساعت فيلم قيچی شده بود ولی صدای دالبی و ديدن تصاوير معرکه مارتی روی پرده اون هم توی يه سينمای درست و حسابی، ارزشش رو داشت. در حالحاضر هم "دنيل دی-لوئيس" بازيگر محبوبم شده... اين بشر معرکه است!
نکته بامزه نمايش فيلم، حضور دکتر قديری ابيانه بود که برای نقد و بررسی فيلم تشريف آورده بودن و مطمئنم حتی نمیدونست چه فيلمی قراره پخش بشه. دريغ از يک کلمه درباره اسکورسيزی يا فيلمش، اما تا دلتون بخواد درباره ادواردو آنيلی و دشمنیهای استکبار جهانی افاضات فرمودن و فلسفه حجاب رو هم بيان کردن! خدا همه ما را به راه راست هدايت کند...
اين شماره "هفت" رو بههيچوجه از دست ندين، دو تا پرونده درست و حسابی درباره "داگويل" (Dogville) و "قهوه تلخ" توی هفتمين شماره هفت است که نبايد از دست بره. راستی کسی داگويل رو نديده؟ هنوز اکرانش شروع نشده اما توی جشنوارههای کن و لندن زياد سروصدا کرد آخرين فيلم فونتریيه با بازی نيکول کيدمن. توی سايت هفت بعضی از مطالب اين شماره قابل دسترسيه. خيلی مسخره است توی سايت يه مجله درست و حسابی موسيقی بذارن اون هم با فرمت mp3، لااقل wma کنين اون لامصبو!
راستی آرشيو بنبست رو هم درست کردم و فردا هم کميکاستريپ جديد رو با يه هفته تاخير پابليش میکنم.
سال نوی همه مون هم مبارک! اين گالری بيب رو هم ببينين، عکسهای سال نوئه!